کمی آهسته تر دنیا به شلاق تو در بندمدگر هرگز به روی تو دمی حتی نمی خندم به حدم میزنی اما به جرمی که نمیدانم به حکم تلخ تقدیرت گرفتار شب تارمببار باران ز ابر چشم که این دریای بی زورق به مشت موج میکوبد به روی ساحل غیرتچه خالی گشتم از بودن در این دنیای پوشالیمنم زندانی و انگار تو زندانبان پنهانی
+ نوشته شده در دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۰ ساعت ۱:۱۲ ق.ظ توسط پرنده تنها
|
برچسب:
نویسنده: نرگس فراهانی
تاريخ: پنجشنبه
15 ارديبهشت
1401 ساعت: 8:20